{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ما میتونستیم

ما میتونستیم
خیلی خوشحال باشیم
حتی خوشحال تر از اون روزی که اینقدر خندیدیم
که دلمون درد گرفته بود
میتونستی
واسم خیلی خیلی عزیز باشی
حتی عزیز تر از کتابام
میتونستی
مثل بشقاب قورمه سبزی باشی مثل پیتزای مخلوط
که همیشه با عشق نگاهت کنم
میتونستم
برات از همه مهمتر باشم :)
حتی از دوربینت از آدمای دورت میتونستی
اینقدر واسم مهم باشی
که لواشکمو باهات تقسیم کنم
کاری که هیچوقت نمیکنم...
میتونستی عاشق باشی میتونستم عاشقت کنم...
ما میتونستیم خیلی بهتر از این باشیم
میتونستیم
کلی باهم بخندیم
پفک بخوریم
دستامون نارنجی شه
یا بلند بلند با آهنگ بخونیم
چه بسا قر بدیم
بریم میدون چیلیک چیلیک پشت دوربین همو نگاه کنیم...
ما میتونستیم
اما تصمیم گرفتیم غریبه باشیم:)
نشناسیم همو ندونیم
چی ته دل لامصبمون میگذره ما خواستیم
اسم همدیگه رو هم ندونیم
رو عکسای هم کلیک نشیم
زوم نکنیم
ما دلمون نمیخواست
آشنا باشیم
غریبگی دردش کمتره :)
دیدگاه ها (۱)

تکپارتی جونگکوک.و ا/ت..

[ پارت آخر ]

چند پارتی (درخواستی)

پارت ۲ ویو ا.ت همونجا ساکت نشسته بودم و اهمیتی به حرفای بقیه...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 26_من آمادمجونگکوک ک...

سناریو ایزانا

هیونلیکسسسس🤍🔥🔥🔥🐣: استی! ما بلاخره بعد از تقریباً یک سال برگش...

Custom bride part : 7

part48. . سوبین در حالی که لباساشو پوشیده بود یه حوله دور گر...

P18(عزیزان سلام،بزارین از اول این پارت چند نکته رو بهتون بگم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط