گاهی بهتر است سکوت کنی
گاهی بهتر است سکوت کنی
نه اینکه کم آورده باشی
نه اینکه توضیحی نداشته باشی
نه اینکه نتوانی خودت را اثبات کنی
و نه اینکه به قدرت کلام شک کرده باشی...
نه...
دیگر ارزشش را ندارد .
گاهی فقط باید بنشینی ،
دستت را زیر چانه ات بزنی و نگاه کنی...
حتی به فکرت هم لطف کنی و مجالِ نیندیشیدن بدهی .
باید سکوت کنی اما توضیحی ندهی
وقتی می دانی توجیح تلقی می شود ؛
با توضیح ، تنها از خودت یک احمق می سازی ، یک دلقک ...
کسی که "خودش" نمی خواهد ،
تو را باور "نمی کند"
حتی اگر مستدل ترین برهانهای دنیا را هم ردیف کنی .
به این باور رسیده ام که در تقابل استدلالها ،
آدمها بی اساس ترین استدلالهای خودشان را به دیگری ترجیح می دهند...
خصوصا در موقعیتهایی که متقاعد شدن کمترین اهمیت را دارد...................
نه اینکه کم آورده باشی
نه اینکه توضیحی نداشته باشی
نه اینکه نتوانی خودت را اثبات کنی
و نه اینکه به قدرت کلام شک کرده باشی...
نه...
دیگر ارزشش را ندارد .
گاهی فقط باید بنشینی ،
دستت را زیر چانه ات بزنی و نگاه کنی...
حتی به فکرت هم لطف کنی و مجالِ نیندیشیدن بدهی .
باید سکوت کنی اما توضیحی ندهی
وقتی می دانی توجیح تلقی می شود ؛
با توضیح ، تنها از خودت یک احمق می سازی ، یک دلقک ...
کسی که "خودش" نمی خواهد ،
تو را باور "نمی کند"
حتی اگر مستدل ترین برهانهای دنیا را هم ردیف کنی .
به این باور رسیده ام که در تقابل استدلالها ،
آدمها بی اساس ترین استدلالهای خودشان را به دیگری ترجیح می دهند...
خصوصا در موقعیتهایی که متقاعد شدن کمترین اهمیت را دارد...................
- ۲.۹k
- ۲۹ شهریور ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط