{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیر است گالیا

دیر است گالیا

هنگام بوسه و غزل عاشقانه نیست

هر چیز رنگ آتش و خون دارد این زمان

هنگامه رهایی لبها و دست هاست

عصیان زندگی است7️⃣
دیدگاه ها (۰)

در روی من مخند!شیرینی نگاه تو بر من حرام باد!بر من حرام باد ...

یاران من به بند،در دخمه‌ های تیره و نمناک باغشاهدر عزلت تب آ...

اینجا به خاک خفته هزار آرزوی پاکاینجا به باد رفته هزار آتش ج...

وین فرش هفت رنگ که پامال رقص توستاز خون و زندگانی انسان گرفت...

࿐ྀུ༅ ﷽ ࿐ྀུ༅🌤یااباصالح المهدے ادرڪنی💚آسمان درتب و تاب غزل بار...

این ابیات زیبا و پر از تصویرسازی، غزل شماره ۳۳۶ از **بیدل ده...

قاعده سی و نهم

قاعده ۲۹

عاشقانه های شبنم

بعضی‌ها فکر می‌کنند وقتی زخمت زدند، قصه‌ات تمام شده؛ نمی‌دان...

رمان تو خود منی

رهاییرهایی یعنی دیگر برای نگه‌داشتن چیزی که رفتنی است، خودت ...

اینا نتیجه استوری های سلبریتی هاست و برخورد نکردن قوه قضایه ...

ترازِ درد | پایانِ مماشات«این سرفه نیست؛ فریادِ شکستنِ استخو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط