{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در همدان گشته ام ز روي ناداني

در همدان گشته ام ز روي ناداني
عاشق ياري چنانكه افتد و داني
سخت به حيرت درم كه چون كنم آخر
من همه نادان و دلبرم همه داني
يارم همداني و خودم هيچ نداني
يارب چه كنمد هيچ نداني با همه داني
دیدگاه ها (۱۴)

منم میتونم پست عاشقانه بزارم ....ولی ناموسا خندم میگیره

غرور هديه شيطان است و عشق هديه خداوند، و ما هديه شيطان را به...

از ته دلت بخونگفتم گرفتارم خداگفتی که آزادت کنمگفتم گنه کارم...

سفره ای از فرط ایمان نان نداشت..سفره ای از فرط نان ایمان ندا...

غزلی زیبا از سعدی شیرین سخنخستهٔ تیغِ فراقم سخت مشتاقم به غا...

۱۳سایه رحمتبر در میکده روزی چو گذرم افتدچشم آلوده من بر رخ ی...

اگه گریه کردم آروم ، برای این که نفهمیآخه من زندونی هستم ، ت...

از : قصه ی رنگ پریده ، خون سرد من ندانم با که گویم شرح درد ق...

#اَبَد_و‌_یک‌روز...به خیال خام خود ماندگار بودیم تا ابد ویک ...

فلک کور است ، دلم شوریده در شور استصدای خنده و آواز می آید  ...

این مناظره شعری با شعر ” آزار ” سیمین بهبهانی شروع می شود : ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط