پارت
#پارت2
#هکرافسانهای
ات ویو: لباس لینو یکم کوتاه بود پسرا ی حرومزاده افتاده بودن دنبالمون که یکدفعه یکیشون سعی کرد به لینو دست بزنه ( اینم بگم ات توی ایران کیک بکسینگ و تکواندو کار میکرده) که یکدفعه داد زدم حرومزاده ول کن دیگه یدفعه دیدم نصف مردم برگشتن دارن نگامون میکنن
مرده: دختر خشگله پا بده دیگه
ات: ( رفتم جلوش )زری که زدیو دوباره تکرار کن
مرده: خشگله شمارتو بده
ات: با پا زدم تو شکمش پرت شد زمین که رفیقاش اومدن بزنن که تا تونستم زدمشون و اخرش دیگه نفس نداشتم که مرد اولیه بلند شد با چاقو بزنه که صورتم خط برداشت اما تا تونست زدمش و پلیسا اومدن بردنمون که کلی پرسیدن و یه مردی که نمیشناختم گفت من ازشون فیلم دارم تقصیر پسرا بوده و مارو ول کردن
یه تاکسی گرفتیم رفتیم خونه خوابیدیم تا صبح ۱ ماه دیگه کنسرت پسراس اما هنوز خونه پیدا نکردم که رفتم تو گوشیم تا یچیزی سفارش بدم که دیدم...
خماری😃😂
#هکرافسانهای
ات ویو: لباس لینو یکم کوتاه بود پسرا ی حرومزاده افتاده بودن دنبالمون که یکدفعه یکیشون سعی کرد به لینو دست بزنه ( اینم بگم ات توی ایران کیک بکسینگ و تکواندو کار میکرده) که یکدفعه داد زدم حرومزاده ول کن دیگه یدفعه دیدم نصف مردم برگشتن دارن نگامون میکنن
مرده: دختر خشگله پا بده دیگه
ات: ( رفتم جلوش )زری که زدیو دوباره تکرار کن
مرده: خشگله شمارتو بده
ات: با پا زدم تو شکمش پرت شد زمین که رفیقاش اومدن بزنن که تا تونستم زدمشون و اخرش دیگه نفس نداشتم که مرد اولیه بلند شد با چاقو بزنه که صورتم خط برداشت اما تا تونست زدمش و پلیسا اومدن بردنمون که کلی پرسیدن و یه مردی که نمیشناختم گفت من ازشون فیلم دارم تقصیر پسرا بوده و مارو ول کردن
یه تاکسی گرفتیم رفتیم خونه خوابیدیم تا صبح ۱ ماه دیگه کنسرت پسراس اما هنوز خونه پیدا نکردم که رفتم تو گوشیم تا یچیزی سفارش بدم که دیدم...
خماری😃😂
- ۵۳
- ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط