{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Jang dar zendegi

Jang dar zendegi>
Part<ده>

انچه گذشت:
[اون موقع کسی نبود تورو ببره پیش تهیونگ
میسو : .....]
:شروع
میسو : عهههه گیر نده دیگه
تهیونگ : با عشق من کاری نداشته باش میسو بیا اینجا(اشاره به پاش)
میرای : زرشک ادم اینجاستا
تهیونگ : درک
میا : مرض
جین : عه بسه دهن به دهن میزارین
کازوها : به کی میگی
میرای : اهههههه خسته شدم بریم
همه : کجا
میرای : سر قبر من بریم یه جایی دوری چیزی بزنیم حوصلم سر رفت
جیمین : دختر تو تازه دستت زخم شده دو دیقه اروم باش
میا : به کی میگی این پاش رفته بود زیر موتور سوخته بود با اون پا سوار ترن هوایی شد چی میگی
جیمین : کی این اتفاق افتاده
همه پسرا چشماشون از تعجب باز مونده بود ولی این تعریفا بیشتر میرای رو تو دل جونگ کوک جا میکرد
کوک : پاشین بریم منم حوصلم سر رفت
سولار : دهنت گل داداش پاشین بریم
کانیا : اخ جون میجون
میرای : بلاخره
کازوها : میرای یه دیقه میای
میرای : باش
رفتن پشت ستونی که پذیرایی و راهرو رو جدا میکنه
کازوها : رای این پسره چی بود اسمش
میرای : چه شکلی بود
کازوها : موهاش بلند بود پرسینگ داشت
میرای : جونگ کوک رو میگی
کازوها : اره همون کوک چرا اتقدر به تو نگاه میکرد و پوزخند میزد میرای من نگرانم
میرای : نگران نباش چیزی نیس
صدای داد میا به گوش رسید
میا : بجنبین ما داریم میریما
میرای : الان میایم بجنب بریم
کازوها : فک کن بهش رای
میرای : بریم
میرای دست کازوها رو گرفت به سمت در خروجی رفتن سوار اسانسور شدن میرای دکمه طبقه هم کف رو زد بعد از چن دیقه اسانسور رسید هر سه تاشون رسیدن به سمت بقیه رفتن
میرای : خوب کی با کی میره
جین : ما هممون ماشین داریم جداشیم هرکی با یه ماشین بیاد
کازوها : باش
تهیونگ : میسو با من میاد میسو بیا
میرای : نرسیده پسر خاله میشه
تهیونگ : فضولیش به شما نیومده
میرای : گندگیش به شما نیومده
تهیونگ : شیطونه میگ....
میسو : عهه اونی بسه دیگه باش
میرای : باش
صدای بوق ماشین کیه؟
میا : اون ماشین
جین : عهه نامجون اومد
میهو : بر خر مگس معرکه لعنت
نامجون به سمت ما اومد از ماشین پیاده شد
نامجون : سلام چی شده؟
جین : هیچی سوار ماشینت شو میهو تو با نامی برو، کازوها تو با من بیا ، میا و شوگا شما باهم برید ، کانیا و جیمین شما باهم برید ، سولار و جیهوپ  شمام باهم ، میرای کوک شمام برید
میرای : بفرمایید جناب جئون
کوک : خانوما مقدم ترن
میرای : ......

Payan partده>
دیدگاه ها (۰)

Jang dar zendegi>Partیازده> انچه گذشت:[خانوما مقدم ترنمیرای ...

Zang dar zendegi>Partدوازده> انچه گذشت:[نقشه شومی برای فرشته...

شروط پارت بعدلایک:ده تاکامنت:پنج تابجنبین گوگولیا😄😄

Jang dar zendegi>Part<نه> انچه گذشت:[همه کاراشون خبر دارم و ...

رسیدن بیمارستان تیهونگ: کوک اروم باشکوک: باید میدونستم مامان...

عشق فاش شده من ۲

عشقـ یا نفرت؟کوک: دروغ میگی نامجون: دروغ چی دارم بهت بگم؟؟هو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط