{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بازی درخون 🍷🗡

بازی درخون 🍷🗡
پارت نود هشت🍷🗡


دستمو از دستش کشیدم بیرون
عصبی بودم

اصلا حوصله نداشتم
+می‌خوام برم بیرون!

پچ زد
_میبرمت...

اخمامو کشیدم توهم و زدم به تخت سینش

+نگفتم من با تو میام یا منو ببر، فرار نمیکنم میرم بیرون برمی‌گردم تو این زندان

دستمو که محکم کوبیده بودم گرفت توی دستاش
با مهربونیت که ازش بعید بود گفت
+می‌برمت خودم، بیرون خطرناکه

بعد یه دکمه بالای پیرهنشو بست

خدمتکار و صدا کرد
نشستم روی مبل و به گفتگو هاشون گوش دادم

گفت
+برو بالا یه لباس درست حسابی برای خانوم بیار

پوزخندی زدم
تو خونه ی خودش خدمتکارا با یه وجب پارچه میگشتن
بعد روی پوشش من حساس بود

طوری که خدمتکاراشم کنسل کرده بود

چقدرم که من اهمیت میدادم
تا شلوار و مانتو برام اورد همونجا جلوی چشم کوروش عوض کردم

به نگاه خیرش بی‌اهمیتی کردم
دیدگاه ها (۱)

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_30نیشخندی زدم با ی حرکت خودم...

#in_your_eyespart_9۶ویو کایلا "یک ماه بعد"با صدای آلارم گ...

🖤My little girl~» 🖤دختر کوچولوی من~» 🖤Part لبخندی زدم... جای...

رمان :تا وقتی که عاشقت شدم

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت"پارت "46""ویو پارک آنجلینا"خوبه...

〜∘ 𝑮𝒐𝒍𝒅𝒆𝒏 𝑪𝒂𝒈𝒆 ∘〜قـفـس طـلـایـیpart_16ویو میراچند ثانیه فقط ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط