{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیروز

دیروز
یه لحظه یاد عشق قدیمیم زد به سرم
دیوونه
شدم
سعی کردم هرجوری که شده فراموشش کنم
بعد فهمیدم
4 روز پیش زنگ زده به انیس گفته توروخدا به ایدا بگو برگرده
یعنی نزاشتم انیس حرفشو تموم کنه از اتاق انداختمش بیرون
هرجور شد فراموشش کردم




امکان نداره برگردم
دیدگاه ها (۳۶)

دستمن ناخن مصنوعیامو ببینینحس میکنم یه چیزی اضافیه

.............

....

اوووووووق

چندشاتی جونگکوک(پارت۲)

پارت یک*بومم**تصادفف*آتسوشی:مردک احمق مگه کو..‌.؟؟:قربان چیز...

ظهور ازدواج )( فصل سوم ) پارت ۵۳۱ بچه؟ انقدر ترسیده و داغش ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط