{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیروز

دیروز
یه لحظه یاد عشق قدیمیم زد به سرم
دیوونه
شدم
سعی کردم هرجوری که شده فراموشش کنم
بعد فهمیدم
4 روز پیش زنگ زده به انیس گفته توروخدا به ایدا بگو برگرده
یعنی نزاشتم انیس حرفشو تموم کنه از اتاق انداختمش بیرون
هرجور شد فراموشش کردم




امکان نداره برگردم
دیدگاه ها (۳۶)

دستمن ناخن مصنوعیامو ببینینحس میکنم یه چیزی اضافیه

.............

....

اوووووووق

یادگاری از عشقp¹³تلفنو قطع کردم به سمت کمد لباس رفتم و یه لب...

بوسه مرگ "پارت ۱۲"در اتاق دوباره باز شد.سرم رو بلند کردم.جون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط