پلی بساز تا من

پلی بساز ! تا من ،
و چمدان خاطراتم !
از رودخانه یِ فراموشی
گذر کنیم،
من کفش هایم را
پوشیده ام...!
دیدگاه ها (۳۶)

گاهی خودت را ...از چشم ادمهای دوست داشتنی زندگی ات پنهان کن....

اگه خواستی تکیه بدینه به “چهره ها “اعتماد کن ؛نه به “زبون ها...

دوستیم رفیقیمعاشقیمهرچه هستیم را ،باید همان اول ،تعریف کنیم ...

‍ ‍ به خاطر تو نیست اگر دوستت دارم اگر رزهای آبی برایت میفر...

ان هنگام که تو تمام بودن من را در چمدان فراموشی گذاشتی و با ...

خیلی وقت است ،دلم میخواهد قلمم را بردارم ، تمام حرف هایم را ...

"سرنوشت " p,39...بعد از صبحونه بلند شدیم و همه رفتیم توی اتا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط