همکلاسی جدید من
همکلاسی جدید من
P2
در را که باز کردی هیونجین را دیدی
+ خوب.ب.ب.مم زندم .. بله چی میگی ( با قیافه خشک شده بعد سرت را تکون دادی و جدی شدی )
- هیچی مامانم نگرانت شد بهم گغت بیام حالت را بپرسم
+ اهان
- من رفتم
در دستشویی را را بستی و رفتی به سمت اتاقت
& هی ات
با عصبانیت برگشتی سمتش
+ چی میگی ( با لحن اروم و عصبانی)
& صبح میری مدرسه
+ اره چطور
& مدرسه ات کجاست
+ نمیدونم روز اول را با سرویس میرم
& اهان ولی من میدونم مدرسه ات کجاست
+ اهان جدی ( با لحن تمسخر امیز )
& اره تو مدرسه مایی
+ چییییی ( با داد )
& هی اروم باش
+ یعنی چه تو مدسه شما ام من نمیخوام تو اون مدرسه باشم
& هی نگران نباش کلی پسر خوشگل اونجا هست یکیشون هم منم
+ اره دو بار ( توی دلت ) ( محض اطلاع داداش کوچیک هیونجین از ات هم کوچیک تره بعد مثل این پسر کیوت رو مخ ها هستند تو مدرسه ها از اون مدل هاست )
با تعجب رفتی سمت اتاقت افتادی روی تخت و محکم پات را کوبیدی روی تخت
+ یااااااااااا من نمیخوام با دو تا شاسگول توی یک اتاق باشم
تا حدود ساعت ۲ نصفه شب داشتی فکر میکردی که چیکار کنی که چطوری به پسر های این خانواده محل ندی بعدم گرفتی خوابیدی صبح ساعت پنج و نیم بلند شدی و به سمت پایین رفتی داشتی از پله ها با حالت خواب الود پایین میرفتی که یهو زیر پات خالی شد داشتی میوفتادی که هیونجین دستت را گرفت
- هی مواظب باش ( لحن سرد )
+ مرسی
هیونجین از کنار رد شد
+ هی صبر کن وایسا کجا میری
جوابی بهت نداد و رفت
+ هه چه بی تربیت توی یک خاندان ثروتمنده بعد ادب نداره هه
داشتی با خودت حرف میزدی که یهو
& هی ات
+ وای زهر مار ریدم تو خودم ( تو دلت 😂) بله.....
& چرا انقدر زود بیدار شدی
+ ( به تو چه ) اهم... چون میخوام کار ها را بکنم
& اهان
+ ( بچه فضول )
رفتی به سمت دست شویی و دست و روت را شستی و فرمت را پوشیدی و رفتی به سمت در استرس داشتی در را باز کردی
& هی ات بیا سوار شو
+ هه .هه . نه مرسی سرویسم میاد
& سرویست ماییم
+ چییییی اهم... باشه
سوار شدی و به سمت مدرسه رفتید توی حیاط همه به تو نگاه میکردند یکی دستش را زد روی شونت
علامت اون !
! هی سلام من لی بونا ام بیا با هم دوست بشیم
دستش را دراز کرد و تو هم دست دادی
+ خوشبختم
! بیا بریم تا کلاس را بهت نشون بدم دستت را گرفت و کشیدت و با هم دویدین . کلاس خیلی قشنگ بود
+ واووو چقدر اینجا خوشگلههه
! اوهوم...
+ خب .....
زنگ خورد و همه به سمت کلاس اومدند
& اووو .... ات تو تو کلاس منی( با ذوق )
+ ( وای خداوندا چرا این دست از سر من بر نمیداره) ههههههه اره ( با لبخند مصنوعی)
! هی هوانگ سو هیون ات اون را میشناسی
+ اوهوم همه خونه ایم
! چیییی دوست پسرته ( با تعجب )
+ نههههه خانواده هامون توی یک خونه زندگی میکنند
! اهانن
معلم اومد توی کلاس همه بلند شدند همه ساکت شدند
علامت معلم ~
~ سلام بچه ها حلتون چطوره امروز قراره که فقط با هم اشنا بشویم و بازی کنیم البته مدرسه اینطوریه که تو هفته کلا یک روز بازی را داره ولی امروز میخوایم استعداد هاتون رو بفهمیم و بیشتر با هم اشنا بشویم راستی امروز یه همکلاسی جدید داریم دستش را سمتت دراز کرد بلند شدی و رفتی پیش معلم تعظیم کردی
+ سلام من کیم ات هستم خوشبختم از دیدن همتون خیلی خوشحالم که الان اینجام و امیدوارم دوست های بیشتری پیدا کنم
همه برات دست زدند و دوباره تعظیم کردی
~ هی ات
+ بله بله استاد
~ برو پیش هیونجین بشین
+ چی چی چی هیونننننجین ( با تعجب)
~ اره دیگه اخر کلاس
نگاهی به ته کلاس انداختی و دیدی که هیونجین دست به سینه و لم داده با پا های پاز داره بهت بد نگاه میکنه
+ اهم..اهم.... میتونم پیش بونا بشینم
~ عزیزم جا نیست همونجا بشین
نفس عمیقی کشیدی و رفتی کنارش نشستی
+ اهم... سلام ...دوباره هیون.ن.ن.ن.جینننن
جوابت را نداد و سرش را گذاشت روی نیمکت و خوابید
+ هی اینطوری که نمیشه پسره تنبل خوابالو نمیتونی از درست بیوفتی ....ص...ص....ص...صبر کن ببینم صبح اماده بودی میای مدرست ( با تعجب توی دلت) اره دیگه احمق بعد از توی کیفش کتاب و دفترش را برداشتی و نکاتی که معلم میگفت را یاداشت میکردی بعد که کلاس تموم شد وسایل هیونجین را جمع کردی و کیفت را برداشتی و رفتی
! یا ات صبر کن منم بیام
تک خنده ای کردی
+ تا پنج ثانین دیگه نیای میرم یک....
! اومدم ...اومدم
+ دو.....
! یااااااااا
رسید بهت
! راستی ات پیاده میای مدرسه
+ نه با سرویس هم خونه ایم میام....
داشتی حرف میزدی که یکی صدات کرد ......
پایات تا پارت بعد خدافظظظظظظظ🌹
P2
در را که باز کردی هیونجین را دیدی
+ خوب.ب.ب.مم زندم .. بله چی میگی ( با قیافه خشک شده بعد سرت را تکون دادی و جدی شدی )
- هیچی مامانم نگرانت شد بهم گغت بیام حالت را بپرسم
+ اهان
- من رفتم
در دستشویی را را بستی و رفتی به سمت اتاقت
& هی ات
با عصبانیت برگشتی سمتش
+ چی میگی ( با لحن اروم و عصبانی)
& صبح میری مدرسه
+ اره چطور
& مدرسه ات کجاست
+ نمیدونم روز اول را با سرویس میرم
& اهان ولی من میدونم مدرسه ات کجاست
+ اهان جدی ( با لحن تمسخر امیز )
& اره تو مدرسه مایی
+ چییییی ( با داد )
& هی اروم باش
+ یعنی چه تو مدسه شما ام من نمیخوام تو اون مدرسه باشم
& هی نگران نباش کلی پسر خوشگل اونجا هست یکیشون هم منم
+ اره دو بار ( توی دلت ) ( محض اطلاع داداش کوچیک هیونجین از ات هم کوچیک تره بعد مثل این پسر کیوت رو مخ ها هستند تو مدرسه ها از اون مدل هاست )
با تعجب رفتی سمت اتاقت افتادی روی تخت و محکم پات را کوبیدی روی تخت
+ یااااااااااا من نمیخوام با دو تا شاسگول توی یک اتاق باشم
تا حدود ساعت ۲ نصفه شب داشتی فکر میکردی که چیکار کنی که چطوری به پسر های این خانواده محل ندی بعدم گرفتی خوابیدی صبح ساعت پنج و نیم بلند شدی و به سمت پایین رفتی داشتی از پله ها با حالت خواب الود پایین میرفتی که یهو زیر پات خالی شد داشتی میوفتادی که هیونجین دستت را گرفت
- هی مواظب باش ( لحن سرد )
+ مرسی
هیونجین از کنار رد شد
+ هی صبر کن وایسا کجا میری
جوابی بهت نداد و رفت
+ هه چه بی تربیت توی یک خاندان ثروتمنده بعد ادب نداره هه
داشتی با خودت حرف میزدی که یهو
& هی ات
+ وای زهر مار ریدم تو خودم ( تو دلت 😂) بله.....
& چرا انقدر زود بیدار شدی
+ ( به تو چه ) اهم... چون میخوام کار ها را بکنم
& اهان
+ ( بچه فضول )
رفتی به سمت دست شویی و دست و روت را شستی و فرمت را پوشیدی و رفتی به سمت در استرس داشتی در را باز کردی
& هی ات بیا سوار شو
+ هه .هه . نه مرسی سرویسم میاد
& سرویست ماییم
+ چییییی اهم... باشه
سوار شدی و به سمت مدرسه رفتید توی حیاط همه به تو نگاه میکردند یکی دستش را زد روی شونت
علامت اون !
! هی سلام من لی بونا ام بیا با هم دوست بشیم
دستش را دراز کرد و تو هم دست دادی
+ خوشبختم
! بیا بریم تا کلاس را بهت نشون بدم دستت را گرفت و کشیدت و با هم دویدین . کلاس خیلی قشنگ بود
+ واووو چقدر اینجا خوشگلههه
! اوهوم...
+ خب .....
زنگ خورد و همه به سمت کلاس اومدند
& اووو .... ات تو تو کلاس منی( با ذوق )
+ ( وای خداوندا چرا این دست از سر من بر نمیداره) ههههههه اره ( با لبخند مصنوعی)
! هی هوانگ سو هیون ات اون را میشناسی
+ اوهوم همه خونه ایم
! چیییی دوست پسرته ( با تعجب )
+ نههههه خانواده هامون توی یک خونه زندگی میکنند
! اهانن
معلم اومد توی کلاس همه بلند شدند همه ساکت شدند
علامت معلم ~
~ سلام بچه ها حلتون چطوره امروز قراره که فقط با هم اشنا بشویم و بازی کنیم البته مدرسه اینطوریه که تو هفته کلا یک روز بازی را داره ولی امروز میخوایم استعداد هاتون رو بفهمیم و بیشتر با هم اشنا بشویم راستی امروز یه همکلاسی جدید داریم دستش را سمتت دراز کرد بلند شدی و رفتی پیش معلم تعظیم کردی
+ سلام من کیم ات هستم خوشبختم از دیدن همتون خیلی خوشحالم که الان اینجام و امیدوارم دوست های بیشتری پیدا کنم
همه برات دست زدند و دوباره تعظیم کردی
~ هی ات
+ بله بله استاد
~ برو پیش هیونجین بشین
+ چی چی چی هیونننننجین ( با تعجب)
~ اره دیگه اخر کلاس
نگاهی به ته کلاس انداختی و دیدی که هیونجین دست به سینه و لم داده با پا های پاز داره بهت بد نگاه میکنه
+ اهم..اهم.... میتونم پیش بونا بشینم
~ عزیزم جا نیست همونجا بشین
نفس عمیقی کشیدی و رفتی کنارش نشستی
+ اهم... سلام ...دوباره هیون.ن.ن.ن.جینننن
جوابت را نداد و سرش را گذاشت روی نیمکت و خوابید
+ هی اینطوری که نمیشه پسره تنبل خوابالو نمیتونی از درست بیوفتی ....ص...ص....ص...صبر کن ببینم صبح اماده بودی میای مدرست ( با تعجب توی دلت) اره دیگه احمق بعد از توی کیفش کتاب و دفترش را برداشتی و نکاتی که معلم میگفت را یاداشت میکردی بعد که کلاس تموم شد وسایل هیونجین را جمع کردی و کیفت را برداشتی و رفتی
! یا ات صبر کن منم بیام
تک خنده ای کردی
+ تا پنج ثانین دیگه نیای میرم یک....
! اومدم ...اومدم
+ دو.....
! یااااااااا
رسید بهت
! راستی ات پیاده میای مدرسه
+ نه با سرویس هم خونه ایم میام....
داشتی حرف میزدی که یکی صدات کرد ......
پایات تا پارت بعد خدافظظظظظظظ🌹
- ۲۹۰
- ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط