{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

غمی دارد دلم شرحش فقط افسانه می خواهد

غمی دارد دلم شرحش فقط افسانه می خواهد
به پای خواندنش هم گریه ی جانانه می خواهد

من آن ابر پر از بغضم که هر جایی نمی بارد
برای گریه کردن مرد هم یک شانه می خواهد

شبیه شمع تنهایی که پای خویش می سوزد
دلم آغوش گرم و عشق یک پروانه می خواهد

برایش شعر گفتم تا رقیبم پیش شاعرها
بگوید عاشقش او را هنرمندانه می خواهد

به قدر یک نگاه ساده او را خواستم اما
به قدر یک نگاه ساده هم حتی نمی خواهد
دیدگاه ها (۱)

- خوش آمدی بنشین شعر تازه دم دارمهوای گریه زیاد است شانه کم ...

ﮔﻔﺘﻢ ﺑﻪ ﺩﻝ ﻋﺎﺷﻖ ﻣﺸﻮ، ﺟﺎﯾﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﻋﺸﻖ ﻧﯿﺴﺖﺧﻨﺪﯾﺪ ﺩﻝ ﮔﻔﺘﺎﺑﻤﻦ،ﭘﺲ ﮐ...

.

.

~عشق و جدایی~~فصل دوم~ Part:"1"ویو اتبا چیزی که مرد رو به رو...

عشق بی ثمرپارت 1__________سوا ویو:دخترک، مانند هرشب، بعد از ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط