{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفت اسکله چه خبر

گفت: اسکله چه خبر؟

گفتم: «منتظر شماست که بروید شهید شوید.»

خندید ، چند قدم جلو رفت، برگشت نگاهی کرد و دوباره رفت.

جسدش را که آوردند گریه ام گرفت.

گفتم : من شوخی کردم.» تو چرا شهید شدی؟! 


#شهدا

#دفاع_مقدس

#یاد_شهدا

#عروسی
دیدگاه ها (۳)

بفرمایید #چایی ^___^حتی چای هم دو رویی میکند بی ...

عکاس خودممم ^__^دامن شادی چو غم آسان نمی‌آید به دستپسته را خ...

باید سلام کرد بر سَرهای سرخ بی کلاه .باید سلام کرد بر سینه ه...

عکاس خودم ^__^در کلبه ی ما رونق اگر نیست صفا هستآنجا که صفا ...

#شیرینَکَم_تو_مال_منی پارت ۲۳از زبان ات منتظر تاکسی بودم که ...

قلب های مرده پارت ۲۶یهو یکی از دستاشو گذاشت زیر زانو هام و ا...

آزادترین تقدیر

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط