{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کلاس Exo

کلاس Exo
قسمت اول
روز اول دبیرستان بود . خیلی شوق داشتم چون دوستامو می دیدم خیلی وقت بود که ندیده بودمشون چون همشون رفته بودن مسافرت من چون هیچ شهری نبود که یکی از فامیل هامون اونجا باشه توی سءول برای خودم می گشتم . بیشتر مواقع کنار ساحل بودم چون مو قعی که با هم راهنمایی بودیم بیشتر می رفتیم اونجا.دلم براشون خیلی تنگ شده اما به زودی می بینمشون برای دو تا دوستان کادو گرفتم راستشو بخواین کارمه همیشه بعد از چند وقت که نبینمشون براشون کادو می گرفتم . داره صدای قدم های پا می یاد حتما خودشونن . تا از در وارد می شن می پرم جلو شون که می بینم 12 تا پسر که همش توی سر و کله هم می زنن او مدن تو . من همونجا مونده بودم چی کار کنم که یکیشون که خیلی شوخ طبع بود اومد جلو و بهم گفت:ممنون اینو برای من گرفتی؟ ازت خیلی ممنونم و کادو رو از دستم گرفت . تا اومدم بگم اون مال تو نیست درشو باز کرده بود و می گفت این مال من و اون یکی می گفت نه و .......منم همین طور دهنم مونده بود باز که یکی شون گفت بس کنید ! همشون ساکت شدن ! بعد همون پسره گفت خانم شما اینو برای ما گرفتین ؟ اومدم که بگم نه دوستام از راه رسیدن و با کلی شوق و ذوق منو به سمت صندلی خودم و میز هایی که برای دوستام جا گرفته بودم بردن .
#exo
#story
#exoiran
#exostory
دیدگاه ها (۲)

کلاس Exo قسمت دوم اون پسرا همین جور داشتن پچ پچ می کردن به خ...

کلاس Exoقسمت سومهر روز کارم بود که از خونه تا مدرسه پیاده بی...

*🐰: اوه، این دیگه چیه؟🐰: آه، ممنون!🐰: اصلاً خبر نداشتم.🐰: مم...

*🐰: اوه، این دیگه چیه؟🐰: آه، ممنون!🐰: اصلاً خبر نداشتم.🐰: مم...

⭕ برخی خانواده‌ها تو مدرسه شجره طیبه میناب دوتا بچه‌ داشتندو...

رومان عشق مافیا پارت 18 از زبان ا/تنشستم سره جام لینا گفت: ا...

عاف.

اسلاید اول:🐻 من هیچ‌وقت اینو به آرمی‌ها نگفته بودم، ولی فکر ...

پارت ۱۶

یه آرمی تهیونگ رو توی رستورانی که خودش اونجا کار میکنه دیده ...

پارت. ۳۱

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط