{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یه روز شاملو میاد خونه میبینه آیدا هنوز نیومده و ازونجایی

یه روز شاملو میاد خونه میبینه آیدا هنوز نیومده و ازونجایی که اون موقع تلفن نبود براش یادداشت میذاره ایدا من ساعت٦:٣٠ اومدم و الان٧:٣٠عه تو هنوز نیومدی،
تحمل خونه بدون تو سخته میرم بیرون چرخی میزنم امیدوارم برگشتم تو درو برام باز کنی،
خونه بدون تو جهنمه ...



ساعت بیست و سه : پنج دقیقه یکشنبه بیست و نه مهر 1397
1569
1561
دیدگاه ها (۹)

مد نشه صلوات😂 😕 دوشنبه سی مهر 1397 ساعت بیست : پنجاه و هشت...

مرور میکنم هر شب قبل از خواب،تمامِ پیغام هایمان را...باور کن...

سلامگاهی برایم بنویس!فقط در حد چند کلمه مثلا برایم بنویس"سلا...

_ مرا جوری در آغوش بگیر که انگار فردا می‌میرم.+ و فردا چطور؟...

پارت سه _____________________ویو چویا یک هفته بعد نزدیک ۹ رو...

پارت یک ویو تههوا بارونی و سرد بود رفتم تو تراس تا یکم گیتار...

P1 بیو هانیخستم نگاه ساعت کردم دیدم 2 شبه وسایلم رو جمع کردم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط