{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نه تو می مانی و نه اندوه

نه تو می مانی و نه اندوه
و نه هیچ یک از مردم این آبادی
به حباب نگران لب یک رود قسم
و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت
غصه هم خواهد رفت
آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند
لحظه ها عریانند
به تن لحظه خود جامه اندوه مپوشان هرگز
دیدگاه ها (۲۰)

آن روزها رفتند آن روزهای خوبآن روزهای سالم سرشارآن آسمان ها...

اگه حالِ دلم خوبه...سکوتم معجزه کرده!!! وگرنه خوب میفهمم...ک...

نسل امروز وقتی بحث ازدواج می کنه، دیگه صحبت از یه عمر نیست،...

لالایی احمد شاملو:عشق من کودک بمان دنیا بزرگت میکند... بره ب...

نَه ما میمانیم نَه اَندوه..وَ نَه هیچ یِک اَز مَردُمِ این آب...

.لحظه ها عُریانند ....به تنِ لحظه خود جامه اندوه مَپوشان ...

🖤 گاهی عشق، رسیدن نیست… نرسیدن است!بعضی آدم‌ها وارد زندگی‌ما...

زیبا تر از خیال تو پیدا نمی شودحتی غزل بدون تو زیبا نمی شودش...

مَعبودِ خَاموشِ مَن،مَن دیوانه‌وار دلباخته‌ی آن لَحظه‌هایی ب...

مَعبودِ خَاموشِ مَن،مَن دیوانه‌وار دلباخته‌ی آن لَحظه‌هایی ب...

دوست به کین است و آسمان به کمینم خستـه دل از دست آسمان و زمی...

تولدت مبارک، حبیب جان... تو رفتی، اما صدایت ماند.حالا به رسم...

شهید ابراهیم هادی می فرستیم سلام بر هادی آن پیام آور گل و شا...

«خانه، دلتنگِ غروبی خفه بود» مثل امروز که تنگ است دلم؛ نه بر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط