چشمان اش صندوقچه

#چشمان اش صندوقچه
اسرار بود
من اما در انها
غم را می دیدم
شبیه غم پنهان شده
در کویر
غم غروب جایی غریب
غم گمشده ای در دریا
یا شاید فقط
بازتاب روح من بود
در ان ایینه


#امیرعلی_قربانی
دیدگاه ها (۱)

#خاطرت نیستامروز همان روزی استکهقرار بود هیچوقت نیایدروزی ک...

#تـــــــــــب لـــــبـخنـــــــد تـــــــوتـــــــــاب از ا...

#من ام یجیب راپیش چشمان تو می خوانم به خلوت چون می رسمالاهیا...

#تدبیر ی ندارمبرای جای خالی ات"ما "تقدیری است که تنها در ق...

{ایران مقتدر}

مادر نامت را که می نویسمقلم می لرزددل می لرزدجهان آرام می شو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط