{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من نمی‌دانم که در چشـم خمارینت چه بود

من نمی‌دانم که در چشـم خمارینت چه بود

کز همه ترکان آهو چشــــم، رم دادی مرا
#فروغی_بسطامی
دیدگاه ها (۸)

می دانم دیگر نمی آییاما هنوز چشم به راهم...💔

‏تو گوش مي‌دادی به خون من که ناله‌کنان می‌رفتعشق من که گریه‌...

نمی گویم حرامت باشد که آمدی و مرا به گناه عادت دادی و رفتی آ...

دلم تا عشقباز آمد در او جز غم نمی‌بینمدلی بی‌غم کجا جویم که ...

.مرا امشب تماشا كن، نگاه ناب می‌خواهمچو مردابى كه تنهایم، تب...

من عاشق چشمت شدم ♥️نه عقل بود و نه دلیچيزی نمی دانم از اين د...

خدایا شکرت؛برای تمام داشته‌هایم، برای تمام نداشته‌هایم،برای ...

خدا برایم کافی ستوقتی در میان امواج دردها گم می شومخدا برایم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط