تک پارتی
تک پارتی
& خسته و کوفته به خوابگاه برگشتی نور ماه روی میز مطالعه ات میتابید چند شاخه رز سیاه روی میز بود و یه نامه
رفتی و نامه رو برداشتی و شروع به خوندن کردی
نامه:درسته امروز زیادی اذیتم کردی ولی دلم تنگ شده برات بیب ساعت ۱۰ جنگل ممنوعه پاتوق همیشگیمون منتظرتم
لبخندی زدی و نامه رو روی میز گذاشتی کلاه شنل رو روی سرت انداختی و از در مخفی سالن رفتی بیرون این در مخفی مستقیم به ورودی جنگل باز میشد اروم به طرف درخت بلوط بزرگ که همیشه اونجا با رگیولوس قرار میذاشتی رفتی
با نزدیک شدنت به درخت نور فانوس رو دیدی و البته دوست پسرت که به رودخونه خیره شده بود رفتی و پشت سرش ایستادی
ا.ت:منو کشوندی اینجا که به دریا خیره بشی؟
رگیولوس:{سرش رو برگردوند و به ا.ت نگاه کرد} کی اومدی؟
ا.ت:همین الان
رگیولوس:{بلند شد و رو به روت وایساد} زود اومدی
ا.ت:{ دم ابروتو بالا دادی} مشکلی داری میخوای برگردم؟
رگیولوس:{اهی کشید و نگاه مظلومی بهت کرد} نیومده داری باهام جنگ میکنی؟
ا.ت:...{ساکت موندی و بهش نگاه کردی}
رگیولوس:لجباز کوچولو {لبخند شیطانی بهت زد و به گردنت خیره شد}
_میدونی چیه دلم برات تنگ شده ولی بیشتر برای بوسه هات
ا.ت:میدونی که... خیلی پرویی
رگیولوس:من پروام؟ بیب دلم برای تو تنگ شده نه دختر دیگه این پرویی حساب میشه؟
ا.ت:نه تروخدا دلت واسه دختر دیگه ای... {حرفش با بوسه عمیق رگیولوس روی لباش قطع شد}
رگیولوس:{بعد چند دقیقه جدا شد} روح دیدی بیب؟
ا.ت:{با تعجب بهش نگاه کردی زبونت بند اومده بود}
رگیولوس:{به قیافه متعجبت خندید و موهاتو داد پشت گوشت} قراره همینطوری ساکت باشی
_اگه تصمیمت اینه من خوب بلدم صداتو در بیارم بیب {با شیطنت نگاهت کرد}
ا.ت:{پوزخند زدی} تو؟ میخوای صدای منو دربیاری هنوز رد لگدام روی لباسته
رگیولوس:{نزدیک صورتت شد} خانوم کوچولو فکر نکن چون چیزی نمیگم از من قوی تری
& به این حرفش خندیدی و مشت ارومی به سی*نش زدی روی پنجه هات وایسادی و یه بوسه سطحی روی لباش گذاشتی
من دارم زحمت میکشمااااا لایک کنننننننننن
& خسته و کوفته به خوابگاه برگشتی نور ماه روی میز مطالعه ات میتابید چند شاخه رز سیاه روی میز بود و یه نامه
رفتی و نامه رو برداشتی و شروع به خوندن کردی
نامه:درسته امروز زیادی اذیتم کردی ولی دلم تنگ شده برات بیب ساعت ۱۰ جنگل ممنوعه پاتوق همیشگیمون منتظرتم
لبخندی زدی و نامه رو روی میز گذاشتی کلاه شنل رو روی سرت انداختی و از در مخفی سالن رفتی بیرون این در مخفی مستقیم به ورودی جنگل باز میشد اروم به طرف درخت بلوط بزرگ که همیشه اونجا با رگیولوس قرار میذاشتی رفتی
با نزدیک شدنت به درخت نور فانوس رو دیدی و البته دوست پسرت که به رودخونه خیره شده بود رفتی و پشت سرش ایستادی
ا.ت:منو کشوندی اینجا که به دریا خیره بشی؟
رگیولوس:{سرش رو برگردوند و به ا.ت نگاه کرد} کی اومدی؟
ا.ت:همین الان
رگیولوس:{بلند شد و رو به روت وایساد} زود اومدی
ا.ت:{ دم ابروتو بالا دادی} مشکلی داری میخوای برگردم؟
رگیولوس:{اهی کشید و نگاه مظلومی بهت کرد} نیومده داری باهام جنگ میکنی؟
ا.ت:...{ساکت موندی و بهش نگاه کردی}
رگیولوس:لجباز کوچولو {لبخند شیطانی بهت زد و به گردنت خیره شد}
_میدونی چیه دلم برات تنگ شده ولی بیشتر برای بوسه هات
ا.ت:میدونی که... خیلی پرویی
رگیولوس:من پروام؟ بیب دلم برای تو تنگ شده نه دختر دیگه این پرویی حساب میشه؟
ا.ت:نه تروخدا دلت واسه دختر دیگه ای... {حرفش با بوسه عمیق رگیولوس روی لباش قطع شد}
رگیولوس:{بعد چند دقیقه جدا شد} روح دیدی بیب؟
ا.ت:{با تعجب بهش نگاه کردی زبونت بند اومده بود}
رگیولوس:{به قیافه متعجبت خندید و موهاتو داد پشت گوشت} قراره همینطوری ساکت باشی
_اگه تصمیمت اینه من خوب بلدم صداتو در بیارم بیب {با شیطنت نگاهت کرد}
ا.ت:{پوزخند زدی} تو؟ میخوای صدای منو دربیاری هنوز رد لگدام روی لباسته
رگیولوس:{نزدیک صورتت شد} خانوم کوچولو فکر نکن چون چیزی نمیگم از من قوی تری
& به این حرفش خندیدی و مشت ارومی به سی*نش زدی روی پنجه هات وایسادی و یه بوسه سطحی روی لباش گذاشتی
من دارم زحمت میکشمااااا لایک کنننننننننن
- ۸.۷k
- ۱۴ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط