{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پر میکرد یادت، همه حجم خالی فضایم را

پر میکرد یادت، همه حجم خالی فضایم را

و خواستنت شیطنت میکرد، در مسیر نبض رگهایم

بوته نورس احساسم، ریشه دوانده بود در تری اشکهایم

همه روزه، میشنیدم صدای عشق را

حتی در قیژ قیژ، لولای در قدیمی

همه شب;

پشت پرده، سایه ای از جنس تو اردو زده بود

رویای هم آغوشیت نخ بادبادکی بود

که مرا بالا میکشاند تا دب اکبر

و در مجادله ناکوک دل و عشق،


کوچکتر از باخته شده بود "عقلم"

تو میدانستی;

رویای شیرینم، یخیست

"هایش" کردی

چه ساده تبخیر شد از گرمی نفسهایت...
دیدگاه ها (۵)

پر میکرد یادت، همه حجم خالی فضایم را و خواستنت شیطنت میکرد، ...

پر میکرد یادت، همه حجم خالی فضایم را و خواستنت شیطنت میکرد، ...

پر میکرد یادت، همه حجم خالی فضایم را و خواستنت شیطنت میکرد، ...

رها🍂 من تو رااز زمستان های خودتتا بهارِ دیگری رساندمتمام راه...

♡yaşiyorum seni delice ♡...❣️

هر چند رسیدن به تو مقصود و مراد است؛گر میلِ خودت نیست به اصر...

gal benimle 🫴....❣️

رها🍂 منته مانده ی پروازی هستمکه بادنامش را فراموش کرده استنه...

پاییزسرد و بی رحم نیستفقطجسارت زمستـان را نداردذره ذره زرد  ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط