منتظر هستم بیایی تا که بیدارم کنی
منتظر هستم بیایی تا که بیدارم کنی
با طلوعت عشق من پیوسته تب دارم کنی
دست و بازویت عزیزم تکیه گاهم می شود
تا در آغوشت مرا مستانه دلدارم کنی
باز کن آن پلک زیبا آن دو چشم مست را
آن بساط ناز را تا که خریدارم کنی
با نگاهی دلبرانه دل زدستت می برم
گاه بیمارت شوم گاهی پرستارم کنی
چای من در انتظار قند شیرین لبت
تا بیایی و مرا با بوسه بیدارم کنی
با طلوعت عشق من پیوسته تب دارم کنی
دست و بازویت عزیزم تکیه گاهم می شود
تا در آغوشت مرا مستانه دلدارم کنی
باز کن آن پلک زیبا آن دو چشم مست را
آن بساط ناز را تا که خریدارم کنی
با نگاهی دلبرانه دل زدستت می برم
گاه بیمارت شوم گاهی پرستارم کنی
چای من در انتظار قند شیرین لبت
تا بیایی و مرا با بوسه بیدارم کنی
- ۸۷۵
- ۰۵ اسفند ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط