روزها رفتند

روزها رفتند
و تو به یاد نیاوردی
که آنجا،
در آن گوشه ی متروک قلبت
عشقی جا مانده
عشقی "زخم خورده"
که بی تابانه می نالد
"روشنایی ام بخش!"

روزها رفتند
و ما به هم نرسیدیم...
تو آن سوی مرزهای رویایی
در افقی که ناشناخته ها را در آغوش گرفته
و من
قدم می زنم
می بینم
می خوابم
و به فرداهای روشنی دل خوش می کنم
که با شتاب
به گذشته ی برباد رفته ام
می پیوندند

روزهایم
طعمه ی افسوس ها شدند
کی خواهی آمد؟
دیدگاه ها (۴)

روزها رفتند و #تو به #یاد نیاوردی که آنجا در آن گوشه‌ی متروک...

روزها رفتندو تو به یاد نیاوردیکه آنجادر آن گوشه ی متروک قلبت...

عشق از دیدگاه متولدین 12 ماه سالمتولدین فروردین ماه :به سوی ...

متولدین فروردین ماه :به سوی من بیا تا  تو را حس کنم و دنیا خ...

عشق از نظر ماه های مختلفمتولدین فروردین ماه :به سوی من بیاتا...

متولدین فروردین ماه : به سوی من بیا تاتو را حس کنم و دنیا خو...

#درین‌شب‌های‌مهتابی‌که‌می‌گردم‌میان‌بیشه‌های‌سبز ِ‌گیلان با ...

شعرهایی از رفیق صابر

عشق در یک کافه:)🎀---تابستان در سئول زیبایی خاصی داشت. هوا گر...

تو را می‌بخشم، نه به این خاطر که زخم‌هایت درد نداشتند، و نه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط