{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‏از اولین جلسه کلاس زبانم برگشتم خونه تا بابام اومد گفتم:

‏از اولین جلسه کلاس زبانم برگشتم خونه تا بابام اومد گفتم: های😊
با کمربند افتاد به جونم انقد زد که کبود شدم😢
بعدا فهمیدم تو دهات بابام اینا میخوان اسبها رو صدا کنن بهشون میگن های😕😂

#طنز
دیدگاه ها (۳)

کسانی در زندگی سرافراز وآسودهخواهند زیست که در زندگیبه ندای ...

کارت عروسی شناسنامه ای😂#طنز

ما خـــــــیـــــلی بــــــاحالــــــیمالکی مثلا من رامبد جو...

به جگرکی گفتم برای جگرم سیخ داری؟گفت: نمک هم میخواهی؟گفتم: ن...

P⁸The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده ...

ستاره دنباله دار پارت:۲۵

#still_with_you#هنوز.با.تو.پارت.۳ویو ا.ت:یهو دیدم کوک اومد و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط