{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چيزي از فرق سرش ب سرعت پايين آمد ؛ از چشم‌هايش بيرون زد ،

چيزي از فرق سرش ب سرعت پايين آمد ؛ از چشم‌هايش بيرون زد ، گلويش را خراشيد و توی دلش فرو ريخت!
اين شكل طبيعیِ چيزی بود ك بعدها فهميد غصه است..!🥀
دیدگاه ها (۱)

خُدآیآ‌هَنگ‌کَردَممَنو‌حَذف‌کُن‌دوبآرِه‌نَصب‌کُن‍. . ⁦🗄️⁩..͜

قیافم‌تابلو‌شدح‌بود‌ـ🥀✨‌ـگفدن‌چی‌میکشی⁉️گفدم‌زجرـ🌻🌙ـ ‌گفدن‌ن...

ﺩﺭﺩﻫــــــــﺎﯾﻢ ﺭﺍ ﻻﯾــــــــﮏ ﮐـــــﺮﺩﻧــــﺪ ﻭ ﮔﻔـــــﺘﻨﺪ ﺯ...

ی‌نفر‌درست‌میون‌‌بازی‌های‌بچگی..."🤹"اومدوآتیش‌زد‌دلی‌که‌میکر...

P1باران آرامی روی شیشه‌های خانه می‌زد.طناز روی تختش نشسته بو...

#تاج_و_طوفانپارت ۱۹۶: اولین دیدار در سکوتسوآ هنوز همون‌طور ب...

رمان تو خود منی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط