{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کلی غر زد که دخترخاله هاش اذیت کردنش

کلی غر زد که دخترخاله هاش اذیت کردنش
سه ساعت حرف زد که
از کدوم حرکت ناراحت شده
و خیلی چیزهای دیگه .
بعد از سه ساعت ازم پرسید : خسته شدی ؟!
نگاهش کردم
و گفتم نه
پرسید چطور ؟!
گفتم : چون دوستت دارم
خندید و گفت ثابت کن .
بهش گفتم همه اینارو گفتی،
حالا میتونم سه ساعت دیگه هم
راجع به اینکه کدوم یکی از دخترای فامیلت
لباساتو کپی میکنه گوش بدم
و تهش بدون اینکه دیده باشمش
مطمئن باشم
حق با توئه و اون ناخن کوچیکتم نمیشه .


-ست کنین🌅🌾
دیدگاه ها (۱)

‏به نظرم یکی از Sad Fact هایی که وجود داره ؛ دوستی‌‌های دوره...

ژکیدن:سخن گفتن زیر لب از روی خشم و دلتنگي، با خود حرف زدن از...

وقتی به کسی ده بار خوبی کردی و براش مهم نبود و ندید باریازده...

داشتم برگه های دانشجو هامو صحیح می کردم، یکی از برگه های خال...

همخونه اجباری... پارت 36."ویو جئون جونگ کوک"یه لحظه...فقط یه...

part 2 طراحی برای انتقام

𝑻𝒉𝒆 𝑩𝒍𝒂𝒄𝒌 𝑪𝒓𝒐𝒘𝒏 & 𝑻𝒉𝒆 𝑹𝒆𝒅 𝑹𝒐𝒔𝒆Ⓟⓐⓡⓣ 2{ویو دوهی}همین که درِ عم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط