{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وَ تو هیچ نمیدانی

وَ تو هیچ نمیدانی
در این شهرِ شلوغ ،
هزار بار جانم به لبم رسید ،
وقتی غریبه های هم نامت را
صدا میکردند
وَ هیچکدامشان نه تو بودی و
نه حتی شبیهَت ..
عزیزِ جانم ،
دل ، شلوغی شهر نمیداند چیست ؛
میگردد و میگردد و
بهانه ای برای تنگ شدن پیدا میکند ..
دیدگاه ها (۳)

🔴 شیوه جدید دزدیدیشب ساعت ۲ شب زنگ خونه من رو زدن و گفتن ماش...

لذت دنیـ.ـاداشتن ڪسـ.ـے‌ استڪه دوسـ.ــت داشتنشحواسے.برای آدم...

.آبروی حسین به کهکشان می ارزد ، یک موی حسین بر دو جهان می ار...

می گفتندتنها چیزی که همه ی درد ها را دوا میکندعشق استپیدا بو...

چه کیفی داردکسی باشد که وقتی نام کوچکت رااز ته دل صدا می زند...

#دیدم_که_جانم_میرود 💔🥀در رفتن جان از بدن گویند هر نوعی سخنمن...

حال دل من... 🥺💔آقا… آقایِ جانِ من، صدایم را می‌شنوی؟دورت بگر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط