{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

پارت 6
واقعا که ترسیده بودم که تلپ
افتادم توی یه چاله که عمقش یه متری اینا بود
پاهام خیلی درد میکرد
سرمم خیلی درد میکرد
که صدای یه نفر میومد
چشمام داشتن بسته میشدن که ینفر دستشو دور حلقه کرد و منو آورد بیرون
خوب که دقت کردم دیدم شوگا
+چرا نجاتم دادی
شوگا:چون.....
+کسی نبود اذیتش کنیی
شوگا:دقیقا!
بعد به سرم نگاه کرد و دستشو گذاشت جلو دهنش
شوگا:یا قرآن سرت خیلی خون اومده
بعد به باند و در آورد و گذاشت رو سرم
بعد گرفتم بغلش و برد به سمت چادر ها
دیدم جی هوپ داره گریه میکنه
تا دیدم اومد به سمتم
جی هوپ:نونا....هق....کجا بودی؟؟؟
+هیچی.....جی هوپ گریه نکن دیگه...اومدم بعد آروم بغلش کردم و آشکاشو پاک کردم
جی هوپ:نونا برو توی چادر تا خوب بشی بهت سرما نخوره
+باشه هیونگ بعد رفتم تو جادر که شوگا هم اومد
+ول کنم نیستی؟؟؟
شوگا:نه😑
یه دفعه معلم اومد
معلم:وسط بحثتون که نپریدم
شوگا:وسط بحث که پریدین ولی چی شده؟؟؟
معلم:دنبالم بیاین
هر دوتا مون چشامون یه برقی زد و دنبالش رفتیم
داشتیم همینطور راه میرفتیم
که به.......
دیدگاه ها (۰)

پارت 7رفتیم و به یه قصر رسیدیمخیلی بزرگ و زیبا بودمعلم:خوب ب...

پارت 8معلم:و نکته دیگه اینکه،شما دیگه به مدرسه نمیاین و تو ا...

پارت 5 داشتم رو به خونه میمودم که ینفر یه تنه محکم بهم زد+هو...

پارت 4من:نه هیچی...الان کلاست شروع میشه باییجی هوپ:باییرفت و...

بازگشت بی نام

سربازی ۱۷

نام فیک: عشق مخفیPart: 40ویو ات*خیلی صدای تیر اندازی زیاد بو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط