{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای پیش پرواز کبوتر های زخمی

ای پیش پرواز کبوتر های زخمی

بابای مفقود الاثر بابای زخمی

تا یاد دارم برگی از تاریخ بودی

یک قاب چوبی روی دست میخ بودی

توی کتابم هرچه بابا آب می داد

مادر نشانم عکس توی قاب می داد

روزت مبارک پدرم.... 😔🥀🖤
#پدر_بچه_های_شهدا
#پدر
دیدگاه ها (۱۸)

و گاهی دیگر برایت همه چیز بی معنی میشود حتی توجه و محبت دیگر...

خود عزیزم منو ببخش🙏🥀

روزت مبارک پدرم....😔🥀🖤#پدر #پدر_بچه_های_شهدا #دلتنگی

من یک زنم...مرا همانطور که هستم ببین و بپذیرصورتم ، اندامم ،...

#اخرین_پیچ #پارت_1 جینا : مامان! مامان! +جانم دخترم؟ جینا : ...

ناپلئون گمشده (فصل سوم)پارت ۵جاده آشنا بود. درختها. پیچها. س...

پسر بد (18)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط