ماجرای روباه و کلاغ اصفهانی
ماجرای روباه و کلاغ اصفهانی
یه قِلاق سیا رو درخت چنارا نَبشی چارباغ نیشِسه بود آ پنیرمیخورد
یه شاقال عینی روبا اومد آ بشِش گف:
انگار رَختا عیددا ورد کردِی یٌخده بوخون بینیم صداد چه جوریِس،
قِلاقه پنیرا زِد لابغلشا گف:
برو چوری چی!!!من خودم اِز تیرا طایفه قارقاریا مَچِد لُمبونم،تو اومِدِی کالا سری من بزاری؟؟؟دکی
یه قِلاق سیا رو درخت چنارا نَبشی چارباغ نیشِسه بود آ پنیرمیخورد
یه شاقال عینی روبا اومد آ بشِش گف:
انگار رَختا عیددا ورد کردِی یٌخده بوخون بینیم صداد چه جوریِس،
قِلاقه پنیرا زِد لابغلشا گف:
برو چوری چی!!!من خودم اِز تیرا طایفه قارقاریا مَچِد لُمبونم،تو اومِدِی کالا سری من بزاری؟؟؟دکی
- ۱.۵k
- ۰۲ تیر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط