{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی گریبان عدم با دست خلقت میدرید

وقتی گریبان عدم با دست خلقت میدرید
وقتی ازل چشم‌تو‌ را پیش از ازل می آفرید
وقتی زمین ناز تو‌ را در آسمان ها میکشید
وقتی عطش طعم تو را با اشک هایم میچشید


...... من عاشق چشمت شدم.....
دیدگاه ها (۲)

دامن دوست به صد خون دل افتاد به دستبه فسوسی که کند خصم رها ن...

دل فدای جان و ابروی کمندجان بقربان لبان حبه قندبوی گندم میده...

سالِ من پنج فصل دارد...فصل بهار...فصل تابستان...فصل پاییز......

شنیدم که به جنگل قدم گذاشته ای...پلنگ وحشی من!خوشبحال آهو ها...

ای ماه‌ترین دلخوشی روی زمینمبگذار که چشمان تو را سیر ببینمبگ...

می‌شود یک شب تو "ساقی " باشی من مست تو؟محو چشمان تو باشم، عا...

می‌شود یک شب تو "ساقی " باشی من مست تو؟محو چشمان تو باشم، عا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط