{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دامن دوست به صد خون دل افتاد به دست

دامن دوست به صد خون دل افتاد به دست
به فسوسی که کند خصم رها نتوان کرد

چه بگویم که تو را نازکی طبع لطیف
تا به حدیست که آهسته دعا نتوان کرد


حافظ
دیدگاه ها (۳)

دل فدای جان و ابروی کمندجان بقربان لبان حبه قندبوی گندم میده...

نفحه ی پیراهنت مست آفرینبوی سیب میآید از موی بلندگرچه چشمت ش...

وقتی گریبان عدم با دست خلقت میدریدوقتی ازل چشم‌تو‌ را پیش از...

سالِ من پنج فصل دارد...فصل بهار...فصل تابستان...فصل پاییز......

دامن دل از تو در خون می‌کشمننگری ای دوست تا چون می‌کشماز رگ ...

عاشقانه

لطفا کپشن🗣°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط