{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در هیچ دفتری ننوشته ام

در هیچ دفتری ننوشته ام
اما حافظه ام قوی است ؛
سرم روی سینه ات بود
لبهایت روی موهایم
دست چپ ات روی شانه ام 
دست راستت روی گوشم
چشم هایم فقط پیراهنت را می دید
و هیچ وقت نگفتم که دکمه ی دوم پیراهنت چقدر
گونه ام را اذیت می کرد ...
دیدگاه ها (۳)

مـــــــنُـــــــــو یـــــــﮧ مُشــــــــــــــــــــت شـــ...

دیگَـــــر بِـہ گُـرگْ چُـلاق هَـم اِعتِمـاد نمیکُنـَم ...

ٖگلویَــــــــــــم ٖپاره ٖشــــد ٖبَــــــــــــــــــس کــ...

مَنهـِ سآدـهـ بآوَرَـم شُد گُفتـے کَسـے جُز مَن نَداشتـے

بزار تو حال خودم باشم 💭 :کاش می‌گفتیچقدر باران را دوست داریت...

می‌گویند مردها گریه نمی‌کنند...کاش یک‌بار جای من بودند؛جای پ...

---در که بسته شد و صدای آخرین مهمان در راه‌پله محو شد، **جون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط