{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روزی سوراخ کوچکی در یک پیله ظاهر شد، شخصی نشست و ساعت‌ها

روزی سوراخ کوچکی در یک پیله ظاهر شد، شخصی نشست و ساعت‌ها تقلای پروانه برای بیرون آمدن از سوراخ کوچک پیله را تماشا کرد. ناگهان تقلای پروانه متوقف شد و به نظر رسید که خسته شده و دیگر نمی‌تواند به تلاشش ادامه دهد. آن شخص خواست به پروانه کمک کند و با یک قیچی سوراخ پیله را گشاد کرد.
پروانه به راحتی از پیله خارج شد؛ اما جثه‌اش ضعیف و بال‌هایش چروکیده بودند. آن شخص به تماشای پروانه ادامه داد. او انتظار داشت پر پروانه گسترده و مستحکم شود و پرواز کند؛ اما نه تنها چنین نشد و برعکس، پروانه ناچار شد همه عمر را روی زمین بخزد و هرگز نتوانست پرواز کند.
آن شخص مهربان نفهمید که محدودیت پیله و تقلا برای خارج شدن از سوراخ ریز آن را خدا برای پروانه قرار داده بود تا به آن وسیله مایعی از بدنش ترشح شود و پس از خروج از پیله به او امکان پرواز دهد.
گاهی اوقات در زندگی فقط به تقلا نیاز داریم. اگر خداوند مقرر می‌کرد بدون هیچ مشکلی زندگی کنیم فلج می‌شدیم؛ به اندازه کافی قوی نمی‌شدیم و هرگز نمی‌توانستیم پرواز کنیم.
دیدگاه ها (۹)

#سلام_امام_زمانم🔹سلامی بی جواب از جانب مولا نمی ماندسلام مول...

پشت نگاه سردت.... 15ویو تهوقتی رسیدیم خونه، در رو باز کردم و...

❌امام جمعه اردبیل:⚠️دروغ بستن به مقام معظم رهبری، هزینه بسیا...

#سلام_امام_زمانم🔹سلامی بی جواب از جانب مولا نمی ماندسلام مول...

فاصله یک لبخند تا جنون

پارت ۳۸ — «حکمی که نزدیک‌تر می‌شد»یونگی چند ثانیه به خدمتکار...

Destiny part 17

🍷 شراب قرمزپارت ۱۸ | چیزی بیشتر از اعتماداتاق دوباره در سکوت...

White Lotus | Part 22صبح روز بعد...فرودگاه اینچئون شلوغ‌تر ا...

لعنت خدا و پیغمبر خدا صل الله علیه واله و خلق خدا بر بانیان ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط