داستان رول

داستان رول⇩⇩⇩
یه روز یه اکیپ دختر دبیرستانی وقتی از دبیرستان برمیگشتن توسط چند ماشین دزدیده میشن...
دخترا وقتی بهوش میان میبینن تویه اتاق زندونی شدن,و میبینن که چند پسر مغرور روبروشونه////
دخترا برده ی پسرانی پولدار و مغرور و خشک میشن و هیچ راه فراری ندارند.پسرا هر استفاده ای که میخوان از برده هاشون میکنن(برای هر پسر یه برده)
مدت ها میگذره و کم کم اربابا و برده ها عاشق هم میشن♥♥♥
اینم داستان رول و قراره ما این داستانورول بریم
فایتینگ وزودتر دوستای کره ایتونو جمع کنید تا شرکت کنن
#کره
ساعت هفت دراینجا⇩⇩⇩
http://www.wisgoon.com/pin/12650451/
دیدگاه ها (۴۱)

سلووومممممم من امدممممممممکیا موافقن سبک بزارم باز#^_^##کره#...

دوستان کره ای تشریف بیارین اینجایه ثانیه طول میکشه به خداوقت...

کی پاپرا بخونن فقد⇩⇩⇩⇩⇩دوستان میخام رول بندازم تو ویسگوناونا...

t.ara

خب گایز سلام،🤎 میدونم خیلیا من رو یادشون نیست❤️‍🩹من یه قبلاه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط