{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلم برای کسی تنگ است

دلم برای کسی تنگ است
که آفتاب صداقت را
به میهمانی گلهای باغ می آورد
و گیسوان بلندش را
به بادها می داد
و دستهای سپیدش را
به آب می بخشید

دلم برای کسی تنگ است
که چشمهای قشنگش را
به عمق آبی دریای واژگون می دوخت
و شعرهای خوشی چون پرنده ها می خواند

دلم برای کسی تنگ است
که همچو کودک معصومی
دلش برای دلم می سوخت
و مهربانی را
- نثار من می کرد

دلم برای کسی تنگ است
که تا شمال ترین شمال
و در جنوب ترین جنوب
همیشه در همه جا
- آه با که بتوان گفت
که بود با من و
- پیوسته نیز بی من بود
و کار من ز فراقش فغان و شیون بود

کسی که بی من ماند
کسی که بی من نیست
کسی ...
-دگر کافی ست
دیدگاه ها (۵)

زندگی شده بازیبازی با آدمهابازی با وجودتکاش آدمیت رو پیدا کن...

لطفا لایک نکنید کامنت بذارید ممنون میشم

من عادت کرده ام هر صبح قبل از باز شدن چشم هایم دوستت داشته ب...

وجود هیچکس "غمها" را از بین نمی برد اما کمک میکند با وجود غم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط