{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

میانِ آدمـــک هایِ هـــــزار رنـــــگ...

میانِ آدمـــک هایِ هـــــزار رنـــــگ...
دلباخته یک رنـــگی او شدم
افــسوس...
گذر زمان بیرنـــگش کرد
کمرنگ...
وکم رنگ تر.....
وآخـــ ـــــر
مــَــــــحـــــــــو
دیدگاه ها (۱)

تقدیم به مخاطب خاص عزیزم که خیلی وقته ندیدمش:روی ماهت را ببی...

ܔ دلــــم برای یواشکی هایمان تنگ شده ... ܜܔو برای بوسه های پ...

ﻣــﺮﺩ ﺑــﺎﯾـﺪﺣــﺮﻓـﺶ...ﻗــﻮﻟــﺶ...ﻓــﮑــﺮﺵ ...ﻧـﮕـﺎﻫـﺶ.........

ﻭﻗﺘﯽ ﯾﻪ ﺍﺩﻡ ﻣﯿﮕﻪﻫﯿﭽﮑﺲ ﻣﻨﻮ ﺩﻭﺳﺖ ﻧﺪﺍﺭﻩﻣﻨﻈﻮﺭﺵ ﺍﺯ ﻫﯿﭽﮑﺲﯾﻪ ﻧﻔﺮ ﺑﯿ...

#عاشقانههمه چیز را از دسـت داده ام؛ جز ایمانم به خـوب بودن ت...

میان کارهای روزمره به خودم آمدمدیدم دلم چای دارچینی طلب میکن...

نام رمان : مرا به رنگ آبی دربیاور ژانر : عاشقانه تعداد پارت ...

🚩 تنها رهبری که نامش در حافظه‌ی این سرزمین، با صبر، استواری ...

یادداشتهمان طور که مه صبحگاهی کمرنگ بر روی رودخانه می‌نشیند،...

📖 آکادمی آستریاپارت یازدهم | «دختری که زمان را متوقف می‌کرد»...

_ چشمان قهوه ای او ؛ 30 ژوئیه 2026در کالبد نگاهت چیزی فراتر ...

نسیم صبحگاهی به آرامی در امتداد کوهستان می‌وزد و عطر مطبوع ب...

_____پارت¹⁹ نفرین گوچولو_____هرچه بیشتر به کلیسا نزدیک می‌شد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط