{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هر زمان که از جور ِ روزگار

هر زمان که از جور ِ روزگار
و رسوایی ِ میان ِ مردمان
در گوشه ی تنهایی بر بینوایی ِ خود اشک می ریزم،
و گوش ِ ناشنوای آسمان را با فریادهای بی حاصل ِ خویش می آزارم،
و بر خود می نگرم و بر بخت ِ بد ِ خویش نفرین می فرستم،
و آرزو می کنم که ای کاش چون آن دیگری بودم،
اما در همین حال که خود را چنین خوار و حقیر می بینم
از بخت ِ نیک، حالی به یاد ِ تو می افتم،
و آنگاه روح ِ من
همچون چکاوک ِ سحر خیز
بامدادان از خاک ِ تیره اوج گرفته
چنان دولتی به من دست می دهد
که شأن ِ سلطانی به چشمم خوار می آید
و از سودای مقام ِ خود با پادشاهان، عار دارم
دیدگاه ها (۱۰)

پس از مرگم در سوگ من منشینآن هنگام که بانگ ناخوشایند ناقوس م...

به پروانه صفتها گفته بودم که شمعم میله خاموشیه من نیستپرنده ...

مگذار بپذیرم که در یگانگی و در پیوند روح های راست و با وفا ا...

تو آن فصل را در چهره من می بینیکه پاییز برگها را به یغما برد...

#ویلیام_شکسپیر_____________________________________________و...

گلچین اشعار ویلیام شکسپیر وقتی چهل زمستان پیشانی تو را از هم...

اگر بخواهم ترک دیار و یار کنم کجا روم به که روی آورم چه کار ...

«فریادِ بهرامِ محمدی بر خاکریزِ هویّت: تقابلِ بمبِ بیگانه و ...

«فریادِ بهرامِ محمدی بر خاکریزِ هویّت: تقابلِ بمبِ بیگانه و ...

♨️نامه سپاه به مردم آمریکا: حساب خودتان را از اشغالگران فلسط...

♨️مردم مبعوث بروجرد: قالیباف رسایی رو رها کن؛ در مجلس رو وا ...

«کمپینِ ملّیِ نجات؛ بازگشت به ترازِ عدلِ علوی — بهرام محمدی»...

«کمپینِ ملّیِ نجات؛ بازگشت به ترازِ عدلِ علوی — بهرام محمدی»...

#خاص

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط