مرگ آن است که عشـق تو توهّم گردد
مرگ آن است که عشـق تو توهّم گردد
آنکه میخواست تورا، قسمت مردم گردد
یا که با سادگی عاشق شوی و چندی بعد
دل تــو متهـــمِ سـوءِ تفـاهـم گـــــــردد
پیش آدم خبــر از میـوه ی ممنوعـه نبود
حیفِ عشق است که تعبیر به گندم گـردد
اشکم افتاد به خاک و بخدا دیدن داشت
چه کسی دیـده وضویی کـه تیمّم گردد؟
مثل یک برکه ی بیماه فقط میخواهـم
آنچنان غــرق تو باشم که دلم گم گردد
باز هم حـرفِ دلم را که نگفتم... گفتم؟
عشق بهتــر کــه همین گونه ترنّـم گردد
آنکه میخواست تورا، قسمت مردم گردد
یا که با سادگی عاشق شوی و چندی بعد
دل تــو متهـــمِ سـوءِ تفـاهـم گـــــــردد
پیش آدم خبــر از میـوه ی ممنوعـه نبود
حیفِ عشق است که تعبیر به گندم گـردد
اشکم افتاد به خاک و بخدا دیدن داشت
چه کسی دیـده وضویی کـه تیمّم گردد؟
مثل یک برکه ی بیماه فقط میخواهـم
آنچنان غــرق تو باشم که دلم گم گردد
باز هم حـرفِ دلم را که نگفتم... گفتم؟
عشق بهتــر کــه همین گونه ترنّـم گردد
- ۷۳۹
- ۲۷ شهریور ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط