{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

_____________

_____________
نگران این اشک های گاه بیگاهم نباش رفیق
این اشک ها تاوان عاشق شدنم است
این اشک ها مجازات رفتنش و
دل نکندن من بیچاره است
این اشک های گاه و بیگاه از درد رفتنش
تلافی همه ی لبخندهایی بود که از آمدنش میزدم
نگران این اشک ها نباش رفیق
این ها چیز ارزشمندی ندارد
تنها پشتشان خروارها عشقو دلبستگی را دفن میکنم
من پشت این اشک ها لیلا را دفن میکنم _____________________________________
دیدگاه ها (۵)

ساعت گیج زمان در شب عمرمی زند پی در پی زنگ.زهر این فکر که ای...

بـــــــاش.… گـــــاهــــی اخــــم کـــــــن گـــــاهــــی د...

بیا... در کوچه شهریور، انتهای خیابان تابستان منتظر قدم هایت ...

مـــرداد هم تمـــام شد امـــا دلـــمهنـــوز تیـــــر ندیــــ...

My professor Part:97چقدر این روزا با احساس درک" شدن غریبه شد...

«سایه های خونی» part ۱/۰۰۰ناتوان سرم خم بود،جز تاریکی چیز دی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط