{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در آستانه سفر و دل بریدنم

در آستانه سفر و دل بریدنم
در مرگ نیز همسفر آفریدنم
یک دشت و آسمان و تماشا بیاورید
من آخرین کبوتر باغ پریدنم
یارا برای وصل طلب داشتی ز من
سختی راه را به دل و جان خریدنم
از جان و دل بریدم و راهی به سوی تو
توی تضاد وصل تو و دل بریدنم
م.ن.راهی
دیدگاه ها (۲)

بعضی ها آن قدر به فکر مرگ آبرومندانه، تشییع جنازه آبرومندانه...

در گوشه چمنزار یک نیمکت نشستهفرسوده است چوبش باپایه ای شکسته...

می گفتند آزادی از خان تفنگ می گذرد.من می گویم آن آزادی که از...

م.ن.راهی:بعضی ها آن قدر به فکر مرگ آبرومندانه، تشییع جنازه آ...

پارت سیزدهم *ژنرال درحالی که تازه بیدارشده بود به دور ور نگا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط