آبنبات تلخ

Part :176
لارا : او..اون‌...تو...تورو...بوسید؟
لورا : ی...یعنی‌..من...من..بوسیدمش
لارا : چی(جیغ)
هانی : عشقم آروم باش
سوبین : توئه هرزه چیکار کردی
لورا : ببخشید دست خودم نبود(بغض)
سوبین : لارا این کار با تهدید حل نمیشه خودم میکشمش(میپره موهای لورا رو میگیره میکشه)
آجوما ؛ نههه موهای دخترمو ول کن
سوبین : چنگ نگیر حیوون موهاتو از جاش میکنم
آجوما : سوبینو گرفتمو کشیدم کنار و یه سیلی خیلی محکم بهش زدم
لارا : هع
هانی : چیکار میکنی دست رو سوبین بلند کردی
کوک : چخبره
هانی : آجوما حس نمیکنی دستت هرز شده
آجوما : داشت دخترمو میزد
سوبین : داداشی(بغض)
کوک : هعی صورتت چی شده چرا زخمه
لارا : این لورای هرزه صورتشو چنگ زد
کوک : اینجا رد سیلیه
آجوما : من بخاطر دخترم کردم
کوک : عهههه پس منم بخاطر خواهرم یه سیلی به دخترت میزنم
لارا ؛ تو نه من میزنم
آجوما : نه
لارا : بگیر(به لورا سیلی میزنه)
هانی : اوه وای دمت
لارا : یک بار دیگه تو اون ننتو نزدیک خوانوادم ببینم آتیشتون میزنم فهمستی؟
لورا : مامان
آجوما : بیا بیا بریم لورا جان
خانی : فک کنم وقت خوابه
سوبین : لارایی
لارا : بیا با من بخواب
سوبین : باش
دیدگاه ها (۱)

سارا جان ننتو

آبنبات تلخ

آبنبات تلخ

یه دعا هایی می‌نويسن آدم پشماش میریزهههههه

آبنبات تلخ

آبنبات تلخ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط