{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سر بزنگاه اومدی ، درست به موقع ، درست لحظه ای که داشتم تو

سر بزنگاه اومدی ، درست به موقع ، درست لحظه ای که داشتم تو سکوتِ قلبم غرق میشدم و هیچ غریق نجاتی حتی نگاهی هم بهم نمینداخت ، بهترین زمانِ ممکن اومدی ، وقتی اومدی که چشمام از دردِ غم ، ازش خون میبارید ، قشنگ مثل بارون باریدی و تمومِ اشکامو تمومِ غم هامو ، تمومِ خاطراتِ تلخمو شستی و محوشون کردی ، دستاتو برای دوباره ایستادنم گرفتی جلو روم ، جلوی منی که از اعتماد تهی شده بودم ، جلوی منی که چشامو رو همه بسته بودم ، جلوی منی که تابِ هیچ اتفاقِ تازه ای رو نداشت ، اما... اما وقتی از دستات به چشمات رسیدم ، قلبم چنان ریزشی رو به خودش دید که لحظه ای چشامو بستمو دستامو گذاشتم رو قلبم ، زمزمه وار لب زدم ؛ هیس ، یواش ... آره عزیزم ، تو زمانی اومدی که قلبم واسه تپیدنِ دوبارش فقط به معجزه نیاز داشت ، که تو شدی همون معجزه ... همون زندگیه دوباره که فکر میکردم باید معجزه ای بشه تا بشه که شده اره شد .... تو ، توی بهترین زمان ممکن اومدی قشنگترن معجزه ی زندگیمـ♥️
دیدگاه ها (۴)

[یِه جایی اَز زِندِگی هَست! کِه بِه خُودِت میگی: مَن اَگِه ن...

💔

🙃♥️

❤☺

☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆بـ؏ـضـے آدَمـهــا شَبـیـهِ مِعجِـزِه‌اَن.....

Hidden Melody in Midnight Seoul  p.25(از زبون جونگ‌کوک)هدیه ...

Forbidden Weakness ضعف ممنوعهفصل دومp.3 (روایت از زبان ا.ت)ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط