{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

راه که میروی،

راه که میروی،
عقب می مانم!!!
نه برای اینکه نخواهم با تو همقدم باشم،
میخواهم پا جای پایت بگذارم و مواظبت باشم،
میخواهم ردپایت را هیچ خیابانی در آغوش نکشد...
" تو "
فقط برای منی...
دیدگاه ها (۱)

کودکی گرسنه و بیمار گوشه ی قهوه خانه ای می خفت رادیو باز بود...

ما گفتیم ﮐﻮﭼﯿﮑﺘﯿﻢ ﺍما ﻗﺮﺍﺭ ﻧﺒﻮﺩ ﺗﻮ فکر ﮐﻨﯽ ﮔﻨﺪﻩ ﺍﯼ کوچولو...

روزگاری هم اگر، دیوانه ات بودم، .... گذشت....

روزگاری هم اگر، دیوانه ات بودم، .... گذشت....

مینویسم برای تویی ک نابودم کردی ولی همچنان شوق دیدنت را دارم...

چند پارتی «قلب یخی و دختر آفتابی»بعد از اون اعتراف زیر بارون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط