{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

PART:¹²

PART:¹²
قیافه جین از عصبانیت داشت میترکید رگ های گردنش و صورتش واضح شده بود قشنگ تو دید بود فقط داشت نگاه میکرد نه نگاهی از بیخیالی نگاهی از نفرت و عصبانیت آت انگار فرشته نجاتش رسیده بود اما ممکنه این بازی که شروع شده برندش آت نباشه !
جین چند قدمی بع جلو اومد و یه سیلی خوابوند تو گوش نامجون و عربده زد که مصادف شد با اومدن همه به داخل اتاق
/ عوضییی من بهت اعتماد کردم حروم زاده تو رو دوست خودم میدونستم بعد بعد تو الان کارت به جایی رسیده که داری خواهر من و شکنجه می‌کنی هاااا
( عربده و عصبی و یقه نامجون رو گرفته)
√ نامجون که فقط داشت نگاه میکرد سورنگ رو تو دستش تکون می‌داد تا به خواست دست جین رو از یقش جدا کنه جین عربده ای زد
/ عوضییییی خیلی حروم زاده ای تو گفتی گشنته میخواستی خودت رو با خون خواهر من سیر کنی ارهههه( عربده نه ها عربدههه)
√ جین ...اون طور که فک می‌کنی نیست بعدش هم یقم رو ول کن (خونسرد )
/ چی داری زر میزنی هااا تا اومد یه سیلی بزنه به نامجون که نامجون زود تر دست به کار شد و گلوله ای تو مغزش زد که مصادف شد با جیغ و گریه آت و زنش و دخترش
دخترک کوچولو آروم به سمت جسم بی جون باباش می‌رفت
که یهو آت چهار دست و پا به سمت جین رفت و فقط با عربده و گریه گفت
_جینننن جیننننن داداشییی بیدار شو خواهش میکنم داداشییی ( جیغ و گریه )
/ ا....ت من ....ببخش ( ضعیف و چشماش رو بست )
_ نههه جین نهههه داداشییی چشات رو باز کنند ننههههه ( جیغ و گریه )
ادامه دارد
بقیش برا فردا اگه تا فردا بتونید حس بزنید پارت بعد چی میشه پارت میدم
راستی ممنون از حمایت هاتون خوشگلام 🎀🍧
دیدگاه ها (۷)

PART:¹¹با صدای وحشتناکی از افکارم اومدم بیرون که یکی محکم زد...

🙃🙃ادیت خودمه چطور شده؟

#سناریو_بی_تی_اس #درخواستی وقتی توی بقلشون می‌میریم ( حرف ها...

#سناریو_درخواستی :وقتی بچه ی اعضاوا/ت مامانشو اذیت میکنه (هم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط