حقم بود...چون خیلی بهش اهمیت دادم
حقم بود...چون خیلی بهش اهمیت دادم
اون هی بهم میگفت خیلییییییییی دوستم داره...اما سریع خلافش بهم ثابت میشد
اما من بهش نگفتم دوستش دارم اما دوستش داشتم و دارم خواهم داشت...
اون همیشه بهم بدو بیراه میگفت اما من بهش با مهربونی و بدون نارحتی جوابشو میدادم
اما اون حتی یبار طاقت تندی منو نداشت... ورفت
حالا که رفتی دیگه برنگرد چون دیگه ابوذر قبل نمیشم...
برو باهمونا ک تو خیالته خوش باش
اون هی بهم میگفت خیلییییییییی دوستم داره...اما سریع خلافش بهم ثابت میشد
اما من بهش نگفتم دوستش دارم اما دوستش داشتم و دارم خواهم داشت...
اون همیشه بهم بدو بیراه میگفت اما من بهش با مهربونی و بدون نارحتی جوابشو میدادم
اما اون حتی یبار طاقت تندی منو نداشت... ورفت
حالا که رفتی دیگه برنگرد چون دیگه ابوذر قبل نمیشم...
برو باهمونا ک تو خیالته خوش باش
- ۷.۴k
- ۰۶ مرداد ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط