حديثم را نميداني...تمام شهر ميدانند...ز هر کس نام من پرسي
حديثم را نميداني...تمام شهر ميدانند...ز هر کس نام من پرسي، ز هر کس قصه ام جويي،سري جنباند و گويد:ولش کن مرد بد نام است، رفيق باده و بنگ است،حديث او همه رنگ است،عجب،عجب دانم تو اين ها را نميداني،برو،برو از من گريزان شو، برو با ديگري هم عهد و پيمان شو،که حديث من همه رنج است،حديث من همه درد است، حديث من قصه ي اندوه يک مرد است.
- ۱.۲k
- ۲۶ مرداد ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط