مینویسم

مینویســم
نامـــه و روزی از اینجا میروم

با خیال
او ولـی تنـهای تنها مـیـروم

مینویسم
مݧ کـه عمری با خیالت زیستم

گاهی از من
یاد کـن حالا که دیگر نیستم
دیدگاه ها (۹)

به گفتن نيست، هميشه چشمای آدم همه‌ی ناگفته‌ها رو داد می‌زنن....

چه بی اندازه دلتنگم ،چه بی اندازه #غمگینمشبیه قطره اے اشڪم ڪ...

همه یک جهنم دارند ،تنها منم که چند جهنم دارم ،جهنمِ دوری از ...

ضربه آخـــــــــر را خدایــــــــــم زد... آن زمان که برای ر...

چپتر ۱۰ _ سقوط سایهسال ها از روزی که باربارا دوباره به دنیا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط