{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آن یار که عهد دوستاری بشکست

آن یار که عهد دوستاری بشکست
می‌رفت و منش گرفته دامان در دست

می‌گفت دگرباره به خوابم بینی
پنداشت که بعد از آن مرا خوابی هست
-سعدی
#شعر 💌
دیدگاه ها (۱)

تا بود بار غمت بر دل بی‌هوش مراسوز عشقت ننشاند ز جگر جوش مرا...

عاشقانه های شبنم

هزار جَهد بکردم که سِرِّ #عشق بپوشمنبود بر سر آتش، مُیَسَرم ...

#ابر می‌بارد و من می‌شوم از #یار جداچون کنم #دل به چنین روز ...

آن دوست که من دارم وان یار که من دانمشیرین دهنی دارد دور از ...

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

#خائنین_وطنی_را_بشناسیم به نظر شما چه کدی داره میده؟فتنه شای...

⛔️فتنه شاید، روزگاری اهلِ ایمان بوده باشدآه! این ابلیس شاید،...

شاید هیچ‌وقت دختری نداشته باشم که موهایش را آرام شانه بزنم، ...

⏳ فال ساعت‌های آینه‌ای  فقط ساعتی را بخوان که چشمت بی‌دلیل ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط