{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آن یار که عهد دوستاری بشکست

آن یار که عهد دوستاری بشکست
می‌رفت و منش گرفته دامان در دست

می‌گفت دگرباره به خوابم بینی
پنداشت که بعد از آن مرا خوابی هست
-سعدی
#شعر 💌
دیدگاه ها (۱)

عشق تو مرا چو خاک ره خواهد کردخال تو مرا حال تبه خواهد کردزل...

دلی دیرم چو مو دیوانه و دنگزده آئینه هر نام بر سنگبمو واجند ...

با آنکه خوش آید از تو، ای یار، جفالیکن هرگز جفا نباشد چو وفا...

#هنر_عکاسی 📷

من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم میرود

هزار جَهد بکردم که سِرِّ #عشق بپوشمنبود بر سر آتش، مُیَسَرم ...

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط