{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سناریو✿

سناریو✿

موضوع: وقتی عضو هشتم بودی
یه تیکه دنس که خیلی سخت بود رو داشتی می رفتی
( همشون ازت خیلی تعریف کنند و بخاطر حرفه ای بودنت تعجب کنن)

نامجون: "‌محو رقصیدنت میشه و خیلی تعجب کرده..."
" وقتی رقصت تموم شد برات دست میزنه و بغلت میکنه"
ات: خوب بود؟
نامجون: عالی بودی(لبخند پررنگی زد)
ات: حیح...(لبخند)

✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿

جین: اوه مای گاد... خیلی خفن رقصیدی.. واقعا رقص سختی بود..
ات: احساس میکنم بو رقصیدم..
جین: بد؟ شوخیت‌گرفته؟ عالی رقصیدی دختر
" بعد ات رو بغل کرد"

✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿

شوگا: " همینطور با لبخند نگات میکرد"
شوگا: به خودم‌رفتی کوچولو
ات لبخندی زد
شوگا: واقعا خوب رفتی
ات: جدی؟
شوگا: شوخی دارم؟
ات: نه..(لبخند)
"شوگا خندید و دختر رو بغل کرد"

✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿

جیهوپ: عالیی بود.. فقط پاتو یه قدم‌عقل گذاشتی
ات: جیهوپپپپپپپپپ
جیهوپ:اوکی‌اوکی ببخشید (لبخندی زد)
ات: ایش..
"دختر رو محکم بغل کرد"

✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿

جیمین: "همینطور با تعجب نگاه کرد"
"وقتی رقص تموم‌شد ، ات با نفس نفس به سمت بطری آب رفت"
" جیمین دنبالش رفتم و از پشت‌محکم بغلش کرد"
جیمین:عالی بودی جوجه..
ات: مرسی جیمینا
جیمین: خیلی منحصر به فردی فرشته کوچولو
"ات از خجالت قرمز شد و داخل بغل جیمین رفت"

✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿

تهیونگ: " لبخندی از رضایت روی لباش بود و با تعجب‌نگاه میکرد"
تهیونگ:واقعا سخت بود.. چقدر طول کشید یاد بگیری؟
ات:مدت کم.. ۲ روز..
تهیونگ:برگام( تعجب کرده)
ات: برگ‌داری؟
تهیونگ:آره (خنده)

✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿

جونگکوک: " تعجب کرده و بعد از تموم‌شدن رقص محکم بغلت کرد"
جونگکوک: عالی بودی پرنسس
ات: واقعا خوب بود؟
جونگکوک: خوب‌نبود.. عالی بود
"ات لبخندی زد"

the end.

موضوع درخواستی بگید..
دیدگاه ها (۱۴)

سناریو✿موضوع: وقتی بارداری ازشون بعد و میخوای سقط کنی چون ف...

چندشاتی شوگاpart 1زنگ‌در به صدا در اومدبا خوشحالی به سمت در ...

سناریو✿موضوع: وقتی پرسینگ زبون میزنی✿نامجون: این چیه دختر؟ات...

سناریو✿موضوع: وقتی نصف شب اط تخت میفتی پایین ( کار هر شب من...

پارت⁹که جونگکوک و جیمین اومدن پیشه تهیونگتهیونگ: باز چیشدع؟(...

𝓜𝓮, 𝔂𝓸𝓾 𝓪𝓷𝓭 𝓪 𝓷𝓸من°تو°و°یک°نه.🪄.🔮.🪄پارت ۱۱: روز تحویل پروژه،...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط