{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چندشاتی شوگا

چندشاتی شوگا

part 1

زنگ‌در به صدا در اومد
با خوشحالی به سمت در رفت و درو باز کرد...

دختر یه لباس سرهمی کوتاه مشکی‌پوشیده بود، موهاش طلاییش رو دورش ریخته بود و آرایش ملیحی کرده بود...

با دیدن وضعیت روبه رو..
لبخند از روی لبش محو شد..
قلبش تیر کشید ...
دستاش به لرزش افتاد
با لکنت زمزمه کرد..

+شوگا..‌.. این کیه؟...
پسر درحالی که یه دختر رو براید استایل بغل کرد بود و لباشو میبوسید، وارد خونه شد و دختر رو پس زد...

+با تو ام..‌این‌کیه آوردی خونه ی من؟

پسر، دختر بغلش رو گذاشت روی تخت طبقه بالا

- خونه ی تو؟ یادت رفته اینجا خونه ی منه؟

+شوگا.. این کادوت بود؟

-ام.. کادوی چی؟

+اصلا یادت نمیاد؟ امشب سالگرد ازدواجمونه

-چیز مهمیه که یادم بمونه..

+مشخصه که مهم نیست.. اگر‌مهم بود این دختر رو جلوی چشمام نمیاوردی خونه

-از این به بعد این خانوم، ملودی هست.. خانم این خونه و تو.. تو خدمتکار اینجا

+من یک لحظه ام اینجا نمیمونم، انتظار داری خدمتکار بشم؟

کیفشو برداشت و محکم زد به بازوی پسر

+خیلی عوضی... خیلی عوضی

با اشک داخل چشماش از خونه خارج شد ..

هق هق اش کل خیابون هارو پر کرد..
اشک از چشماش همینطور میریخت..

همینطور که راه میرفت، به سمت خونه ی خودش ، که مجرد بود گرفته بود رفت..

پسر چند وقتی بود که خیلی سرد رفتار میکرد...
ولی دختر چیزی بهش نمی‌گفت..
فکر می‌کرد فقط خستس...
دیدگاه ها (۱۸)

ادامهدامیان از ترسش سریع درو باز کرد بدو بدو رفت سمت اتاق در...

چند پارتیپارت ۲ | فقط وانمود کن دوست‌پسرمیدختر هنوز با ناباو...

★Morning after.....+عشقم خسیس بازی در نیار بالاخره باید یجور...

پارت ۶

عشق پنهان

چند پارتی جونگ کوک نشستیم سر میز شام که پسر عموی کوک نشست رو...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:²³ویو: اتماشین بالاخره جلوی عمارت ...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟖𝟓جونگکوک:برو گمشو عوضی تو اون دختره رو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط