{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیگر بازی بس است

دیگر بازی بس است

بیا شمشیرها را کنار بگذاریم

دستهایمان را بشوریم و چیزی بخوریم

اما چرا دست های تو خونیست و پشت من می سوزد ؟
دیدگاه ها (۴)

ﯾﺎﺩﺗﻪ ﻣﯽ ﮔﻔﺘﯽ ﻧﻔﺴﺘﻢ؟ ﭼﯽ ﺷﺪ؟ ﺑﻨﺪ ﺍﻭﻣﺪﻡ؟؟ ﺯﺩﯼ ﺗﻮ ﮐﺎﺭ ﺗﻨﻔﺲ ﻣﺼﻨﻮ...

نوشت :سلام نفسم….!در حالی که تازه بهم شب بخیر گفته بود.چه اش...

بوی گند خیانت تمام شهر را گرفتهمردهای چشم چرانزن های خائنپس ...

کــآش فقـــط بودیوقتی بغـــض میکردمبغلــــم میکردی و میگفتیب...

ستاره دیده فروبست و آرمید، بیاشراب نور به رگ های شب دوید، بی...

تورا در نیمه های شبکنار ماه می خواهمکمی آن سوی دلتنگیتو را ه...

از محبت های کوچیک خوشم میاد ، نوازش کردن پوست دست ،گرفتن باز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط